السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

210

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

بعد آن را چهار بخش كرد : فرشتگان را از يك جزء ، خورشيد را از يك جزء ، ماه و ستارگان را از يك جزء آفريد . جزء چهارم را دوازده هزار سال در مقام رجاء نگاه داشت و بعد آن را به چهار قسم تقسيم كرد . عقل را از يك جزء ، حلم و علم را از يك جزء ، عصمت و توفيق را از يك جزء آفريد . جزء چهارم را دوازده هزار سال در مقام حياء نگاه داشت . بعد خداوند متعال به آن نگريست . نورى به صورت عرق از آن ترشح كرد و يكصد و بيست و چهار هزار عرق از آن چكيد . خداوند از هر قطره آن روح پيامبرى و يا رسولى را آفريد . سپس ارواح پيامبران نفس كشيدند و از انفاس آنان نور اولياء و سعدا و شهدا و مطيعين از مؤمنين را تا روز قيامت آفريد . بنابراين عرش و كرسى از نور من است ، كرّوبيّون از نور من‌اند . روحانيون از ملائكه از نور من‌اند . فرشتگان آسمان‌هاى هفت‌گانه از نور من‌اند و بهشت و هر نعمتى كه در آن است از نور من‌اند . خورشيد و ماه و ستارگان از نور من ، عقل و علم و توفيق از نور من و ارواح پيامبران و مرسلين از نور من و شهيدان و صالحان از نتايج نور من مىباشند . آن‌گاه خداوند سبحان دوازده حجاب آفريد . آن نور را كه جزء چهارم بود ، در هر حجابى هزار سال نگاه داشت و آن مقامات عبوديت بود و آن‌ها حجاب كرامت ، سعادت ، هيبت ، رحمت ، رأفت . علم ، حلم ، وقار ، سكينه ، صبر ، صدق و يقين بودند . آن نور در هر حجابى هزار سال ماند و خدا را پرستيد . هنگامى كه آن نور از حجاب‌ها بيرون آمد ، خداوند آن را بر روى زمين سوار كرد و او هم‌چون چراغ در شب تاريك بين شرق و غرب نورافشانى كرد . بعد خداوند آدم را در روى زمين آفريد . در آن حالت نور در پيشانى حضرت آدم نشست ، سپس از او به شيث منتقل شد ، بعد از او به بانش . و به همين ترتيب ، از صلب پاكى به صلب پاك نهادى ديگر ، تا اين‌كه خداوند متعال آن را به صلب عبداللَّه بن‌عبدالمطلب رسانيد و از آن به رحم آمد . بعد مرا به دنيا آورد و آقاى رسولان و خاتم پيامبران و رحمت براى جهانيان و پيشواى سپيدرويان اشراف قرار داد . اى جابر ! آغاز آفرينش پيامبر تو چنين بود . » اين حديث را بيهقى آورده است . « 1 »

--> ( 1 ) . تاريخ الخميس 1 : 19 - 20 .